چهارده معصوم

چراغ راه

چراغ راه

آیه شماره 50  از سوره مبارکه حج
رزق کریم
 
فَالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَریمٌ
آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آمرزش و روزى پر ارزشى براى آنهاست
1- ایمان از عمل صالح جدا نیست، (هر دو با هم شرط بهره‏ گیرى از پاداش ‏هاى الهى است). «آمنوا و عملوا الصّالحات لهم مغفرة ...»
2- پاداش معنوى، بر پاداش مادّى مقدّم است. «مغفرة - رزق کریم»
3 - رزقى ارزش دارد که با کرامت و تکریم باشد. «رزق کریم»

«نصرت الهی، سنت الهی»

خداوند در آیه 51 سوره غافر می‌‌فرماید:

«إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ»

همانا ما پیامبران خود و کسانى را که ایمان آورده‌‏اند، هم در زندگى دنیا و هم روزى که گواهان (براى گواهى دادن) به پا مى‏‌خیزند یارى مى‏‌کنیم.

در قرآن سخن از نصرت الهى درباره‌‏ى انبیا و مؤمنان بسیار است‏. و نصرت الهی، سنتی الهی است. نصرت نوح، ابراهیم، لوط، صالح، یونس، یوسف، شعیب، موسی، عیسی، رسول اکرم و مؤمنان!

زمانی که تفسیر این آیه را می‌‌نوشتم دهه‌‏ى فجر انقلاب اسلامى و روز 14 بهمن 1378 بود.

شایسته است از یک نمونه از نصرت الهى نسبت به قیام فقیهى مجاهد و مخلص به نام امام خمینى قدس سره یاد کنم. او در سال 1342 در رژیم طاغوتى پهلوى قیام کرد. مدّت پانزده سال به ترکیه و عراق تبعید شد و یارانش گرفتار حبس و شکنجه و تبعید شدند. برخى به شهادت رسیدند ولى بالاخره خداوند او را یارى نمود. شاه ایران گریه‏کنان فرار کرد و نظام شاهنشاهىِ دو هزار وپانصد ساله سقوط کرد و امام خمینى به اهداف خود رسید...

 

درسهایی از قرآن



هشت طلبکار امام سجاد علیه السلام!

 

شخصی از امام سجاد (ع) سوال کرد: چگونه صبح کردی ای پسر رسول خدا (ص)!؟ (یعنی روز را چگونه آغاز کردی؟)

فرمود: صبح کردم در حالیکه به هشت کس بدهکارم و آنان هر زور هشت چیز از من طلب می‌کنند و مرا به سوی خود می‌خوانند:

1- خدای تعالی از من واجبات را می‌خواهد.

2- پیامبر(ص) سنتش را

3- زن و فرزند، نفقه و مخارج زندگی را

4- نفس از من شهوت

5- شیطان از من نافرمانی و معصیت

6- فرشتگان نویسنده اعمال، ازمن صداقت و درستکاری

7- ملک‌الموت از من روح و جان

8- قبر از من بدن را می‌خواهد.

و من در میان این هشت طلبکار، مسئول و ناتوان شده‌ام.

منابع:

1-بحارالانوار، ج46، ص69، ب5، ح42

2- امالی طوسی، ص641، م33

3- جامع الاخبار،ص 90

ﭘﺮﭼﻢ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﻱ (ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﻲ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﻳﻒ)

 

ﺩﺭ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﭘﺮﭼﻢ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﻱ (ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﻲ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﻳﻒ) ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻇﻬﻮﺭ، ﻫﻤﺎﻥ ﭘﺮﭼﻢ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﻛﺮﻡ (ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ) ﺍﺳﺖ.

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ) ﻓﺮﻣﻮﺩ:

«ﻣَﻌَﻪُ ﺭَﺍﻳَﺔُ ﺭَﺳُﻮﻝ ﺍﻟﻠّﻪ (ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ) ؛

ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭ ﭘﺮﭼﻢ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﻛﺮﻡ ﺍﺳﺖ. » ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺷﺨﺼﻲ ﻛﻪ ﭘﺮﺳﻴﺪ:

«ﺁﻳﺎ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻣﻲ‌ﺷﻮﺩ؟

ﻓﺮﻣﻮﺩ:

حدیث_روز

 

کارهایی که خانه‌ای در بهشت برایت می‌سازد

 

 امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: چهار خصلت است که هر کس دارا باشد خداوند برای او خانه‌ای در بهشت بنا نماید: هر کسی که یتیمی را پناه دهد و کفالت او کند؛ و ضعیفی را مهربانی کند؛ و به پدر و مادر مهربان باشد و با زیر دست خویش با مهر و نرمی رفتار نماید.

 

«خصال صدوق، جلد 1 ، صفحه 211»

گفتم خدا

آمد ندا

گفتا بگو ای بنده ام

گفتم خدا شرمنده ام

بس که گنه من کرده ام

گشته سیه پرونده ام

آمد ندا ای بنده ام

بخشنده ام،بخشنده ام

 

 

تیر عشق تو ندارد هدفی جز دل من

که سرشتند چو با مهر تو آب و گل من

از غم عشق تو سوزم همه دم مهدی جان

باشد از عمر گران مایه همین حاصل من

از سه کس ، سه چیز را توقع نداشته باش :

 

امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:💎

 

از کسى که با او بدرفتارى کرده‏ اى ، توقع صفا و پاکدلى‏ نداشته باش،

و از کسى که به او خیانت کرده‏‌‌اى توقع وفا نداشته باش،

و از کسى که به او بدگمان شده‏‌‌اى ، توقع خیرخواهى نداشته باش.‏

 

 نزهة الناظر و تنبیه الخاطر: 142

 

 

امام حسن عسکرى علیه السلام به شیعیان خود :

 

شما را سفارش مى کنم به تقواى الهى و پارسایى در دینتان و کار و کوشش براى خدا و راستگویى و اداى امانت به کسى که امانتى به شما سپرده است ، نیکوکار باشد یا تبهکار ، و سجده طولانى و نیکو همسایه دارى ؛ زیرا محمّد صلی الله علیه و آله براى این امور آمده است. در میان عشیره هایشان ، نماز بخوانید ، در تشییع جنازه هایشان ، شرکت ورزید ، از بیمارانشان ، عیادت کنید ، حقوق آنان ، را بگزارید؛ زیرا هرگاه فردى از شما در دینش ، پارسا و در گفتارش ، راستگو باشد و امانت را ادا کند و با مردم خوشخویى کند ، گفته شود : این شیعه است و این ، مرا شاد مى سازد. از خدا پروا کنید و مایه آراستگى ما باشید ، نه باعث ننگ و زشتى ، هرگونه دوستى را براى ما جلب کنید و هرگونه زشتى را از ما دور سازید ؛ زیرا هر خوبى که در حقّ ما گفته شود ، ما اهل آن هستیم و هر بدى که درباره ما گفته آید ، نه چنانیم . ما را در کتاب خدا ، حقّى است و با رسول خدا ، خویشاوندیم و خداوند ، ما را پاک شمرده است و جز ما ، هر کس چنین ادعایى کند ، دروغ گوست. خدا و مرگ را ، فراوان یاد کنید و بسیار قرآن بخوانید و فراوان بر پیامبر صلی الله علیه و آله  صلوات فرستید ؛ زیرا صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ده ثواب دارد. آن چه را به شما سفارش کردم پاس دارید ، شما را به خدا مى سپارم و بدرودتان مى گویم .🍃

 

تحف العقول : 487 .

تذکر مرحوم قاضی درباره افکار شاگردش

 

عالمی بود در طهران، بسیار بزرگوار و متقی و حقا مرد خوبی بود؛ مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی – رحمه الله علیه- ایشان از شاگردان سلسله اول مرحوم قاضی در قسمت اخلاق و عرفان بوده‌اند. از قول ایشان نقل شد که: من مدتها می‌دیدم که مرحوم قاضی دو سه ساعت در وادی السلام می‌نشینند. با خود گفتم: انسان باید زیارت کند و برگردد و به قرائت فاتحه‌ای روح مردگان را شاد کند؛ کارهای لازم تر هم هست که باید به آنها پرداخت. این اشکال در دل من بود اما به احدی ابراز نکردم، حتی به صمیمی‌ترین رفیق خود از شاگردان استاد.

مدت‌ها گذشت و من هر روزی برای استفاده از محضر استاد به خدمتش می‌رفتم، تا آنکه از نجف اشرف عازم بر مراجعت به ایران شدم و لیکن در مصلحت بودن این سفر تردید داشتم؛ این نیت هم در ذهن من بود و کسی از آن مطلع نبود. شبی بود می خواستم بخوابم، در آن اطاقی که بودم در طاقچه پایین پای من کتاب بود، کتابهای علمی و دینی؛ در وقت خواب طبعا پای من به سوی کتابها کشیده می‌شد. با خود گفتم برخیزم و جای خواب خود را تغییر دهم، یا نه لازم نیست؛ چون کتابها درست مقابل پای من نیست و بالاتر قرار گرفته، این هتک احترام به کتاب نیست. در این تردید و گفتگوی با خود بالاخره بنابر آن گذشتم که هتک نیست و خوابیدم. صبح که به محضر استاد مرحوم قاضی رفتم و سلام کردم، فرمود: علیکم السلام صلاح نیست شما به ایران بروید و پا دراز کردن به سوی کتابها هم هتک احترام است. بی اختیار هول زده گفتم: آقا! شما از کجا فهمیده‌اید، از کجا فهمیده‌اید؟! فرمود: از وادی السلام فهمیده‌ام!»

 

کتاب اسوه عارفان – ص 53

27 دیماه سالروز شهادت مجاهد خستگی ناپذیر «سید مجتبی نواب صفوی» 🌷

 

شهید سید مجتبی نواب صفوی در سال 1303ش در خانی‏آباد تهران به دنیا آمد و پس از اتمام دروس ابتدایی، به آبادان سفر کرد. سپس برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مهاجرت نمود و در آن‏جا از محضر مدرسین حوزه علمیه نجف اشرف بهره‏ مند گردید. وی پس از چهار سال اقامت در نجف به دستور آیت ‏اللَّه سید ابوالحسن اصفهانی جهت مبارزه با کج‌‌روی‌‏های کسروی به ایران آمد و با تشکیل «جمعیت فداییان اسلام» به مبارزه با بدخواهان و بداندیشان پرداخت. ترور وابستگان استعماری مانند احمد کسروی، عبدالحسین هژیر، علی رزم‏ آرا و حسین علاء از جمله فعالیت‌‏های سیاسی این جمعیت می‏‌باشد.

شهید نواب صفوی همچنین با حکومت دکتر مصدق به خاطر عدم عمل به احکام اسلامی به مخالفت برخاست و به همین جهت در ایام نخست وزیری مصدق، دستگیر و به زندان افتاد و تا سقوط حکومت مصدق در زندان بود. سرانجام این مجاهد خستگی‌ناپذیر به همراه سه تن از همرزمانش به نام‏‌های خلیل طهماسبی، مظفر علی ذوالقدر و سید محمد واحدی در بیدادگاه رژیم پهلوی محکوم و در صبحگاه 27 دی 1334 شمسی تیرباران شده و به خیل شهدا پیوستند. بدین ترتیب پرونده ده سال فعالیت سیاسی و اجتماعی جمعیت فداییان اسلام بسته شد...